.::این وب به زودی باز سازی میشود ::.
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388 19:56 توسط hamid reza .z
|

شهرستان ماسال در مختصات 37درجه و15 دقيقه تا 37درجه و35 دقيقه عرض شمالي از خط استوا و48 درجه و43دقيقه تا49 درجه و14دقيقه طول شرقي از نصف النهار مبدا ودرفاصله 50كيلو متري شمال غرب شهر رشت واقع شده است . اين شهرستان ازشمال به شهرستان رضوانشهر واز جنوب به شهرستان فومن وصومعه سرا( حد شرقي وجنوب شرقي ) ازمشرق به شهرستان صومعه سرا وازمغرب به استان اردبيل ( شهرستان خلخال، بخش شاهرود ) محدود است . وسعت اين شهرستان درحال حاضر 486كيلو متر مربع است حد اكثر درازاي ماسال ازشرق به غرب 38 كيلومتر وپهناي آن ازشمال به جنوب 10تا 13كيلو متر است كه به طور متوسط درمناطق جلگه اي داراي ارتفا عي حدود 20متر از سطح دريا هاي آزاد (ژئوئيد) مي باشد .
از نظر ناهمواريها ، از سه ناحيه جلگه اي ، كوهپايه اي وكوهستاني تشكيل يافته است ومهمترين ارتفاعات آن تورشوم ، شاه معلم،ريسبند ورودها ي مهم آن ارس نيك ،دران بر ، ميله سرا است .
آب وهواي اين منطقه به دليل كوهستاني بودن داراي زمستانهاي گرم وبا درصد رطوبت بيشتر از 75درصد مي باشد . بيشترين رطوبت در شهريور ماه مشاهده مي شود .
شهرستان ماسال كه سابقا جزئي ازمنطقه وسيع تالش بود درسال 76 مستقل وبه شهرستان تبديل شد كه شامل دو بخش : مركزي وشاندرمن ، چهار دهستان : شاندرمن ، شيخ نشين ، حومه و ماسال ونيز 98 آباديست كه از اين تعداد 12 آبادي خالي از سكنه است .
براساس سر شماري 1375جمعيت اين شهرستان بالغ بر 47961 نفر است كه از اين تعداد 16000نفر در شهر وبقيه ساكن روستاها هستند . نام ماسال از « مازال » يا« مزال» به معني كوه يا كوه وار گرفته شده ، مردم ماسال تالشند وبه زبان تالشي تكلم مي كنند .
اقتصاد اين شهرستان بر پايه كشاورزي ودامداري استوار است ، فعاليتهايي از قبيل برنج كاري ، پرورش طيور ، پرورش پيله ابريشم و گاو وگوسفند رايج است . توليد شال وصنايع چوبي از صنايع دستي منطقه محسوب مي شود دراين شهرستان مانند ساير نقاط گيلان بازار هفتگي در روز شنبه هر هفته تشكيل مي شود ونقش مهمي در اقتصاد منطقه دارد.
=================================
جاذبه های گردشگری
فهرست جاذبه های طبیعی
منطقه جنگلی طاسکوه و آری دول
منطقه باستانی اسبه ریسه با غارها و صخره های بلند
گردشگاه جنگلی ریزه مندان
ییلاق شالماء – چسلی – بیلگاه دون – اپسی دشت – دشت النزه – ویرگاه – خندیله پشت – مارجونه – رشت پشت – وشنه راه – واشیار – اولسته بلنگاه – صی فی مانم – نمه پشت – خشکه دریا – تلارگاه ملومه بند ـ سوچاله

غار خنده پش
فهرست جاذبه های تاریخی
مناطق باستانی ، تاریخی درخانه – گیله سرا – وردم ـ وشمه سرا

قلعه کول
منطقه یادمانی مشهد میرزا (محل شهادت میرزا کوچک)
مناطق ییلاقی ، تاریخی، سنگ بست ، خون، خندیله پشت و تفنگ ساز
فهرست زیارتگاهها و اماکن مذهبی
بقعه شالماء
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12

ترانه هادی حمیدی دانلودآهنگهای هادی حمیدی
ترانه هادی حمیدی۲ دانلودترانه هادی حمیدی2
سربازیم(تالشی عنبرانی)
سربازیم آز ننه لی نگهبانیم ننه لی
دلم گته ی آی ننه ترو بوتم آزننه
سربازتی چه سخته برجک سه چه سخته
افسر ددیاشته ی بمان پاسبخش پدیاشته ی بمان
تیفانگمن گوونه دارد دلم گوونه
یارم مانده ی دیینده دلش پوره داردنده
بوتیش چمان روژونکو سارده سارده روژونکو
اومرخن ام روژون اومم هسته ب روژون
آموزشیم اگارده ی چتینه روژم دوارده ی
ارشدیم آز صفنده کلتم باسته ی کمنده
دشمون آز چشیم بکا مرزه میلان چشیم بکا
اومگاردم ب عانبان زیورت بکام ب تهبان
گس نپی شیخ رح بکه بابا خرم رحم بکه
اواردیم آز ابوذکو دواردیم آز درونکو
ننم مانده ی په مالنده یارم مانده ی ژه مالنده




















چوپان تالشی

کس مردمان بی کس دل غمگین
مزه امید نارس شب سنگین
صفای سفره خالی نون گندم
چشای بارونی ما اشک مردم
فدای رنگ و لعابت چشمه شعر و شرابت
قدمای خوش رکابت بردنم منو به خونه
خونه کوچیک و تاریک نموره سقف دلش میچکه باریک
میریزه رو دلای خسته مهمون مهمون دو روزه دلتنگی هامون
بلدم رنگو ببینم میتونم دردو بچینم
دوست دارم خواستنیامو تو سراب تو ببینم
بسه مه درد نداشتن تو دلم مزرعه کاشتن
توش یه مشت گندم گذاشتن واسه بی کسی هامون !
دل نازک دل پنبه دل بی دل دل زخمه
زخمه دل به تو هدیه سر سفره دلامون
ندونستم دل هلاکه دل هلاکه سینه چاکه
عشق پاک مال ماها بود بودن نبوده ها بود
اون اومد قصه بخونه واسه دلم بمونه
زنگ رفتن زنگ مردن خوردش و شدش بهونه
واسه رفتن ماها واسه دفن چراها
تقدیم به کسی که مرا عاشق خود کرده
هنوز معنای باران را نفهمیدم که بر آسمان دلم باریدی
هنوز معنای محبت را نمی دانستم که تو در کنج دلم جای دادی
نمی دانم تو را به چه چیز صفت دهم
با کدام گل سرخ جواب محبتهای تو را بدهم
هنوز معنای عشق را نمی دانستم که تو با عشق ورزیدن به من عشق را نشان دادی
وقتی قلم در دست داشتم تا به جای گل سرخ نامه ای برایت بنویسم
هیچی به ذهن نمی رسید به جز اینکه بگویم
دوستت دارم
پس فرصتی برای عاشقی من بده
سلطان قلبم
کاش باور داشتی که همیشه در قلب منی عاشقانه دوستت دارم تا بی نهایت
کاش باور داشتی که در جنگل همیشه سبز خاطراتم تک درخت یادت را همیشه جنگلبان خواهم بود
کاش باور داشتی که غم غصه هایم را مرحمی جزء تو التیام نخواهد بخشید
کاش باور داشتی که تک فانوس شبهای بی ستاره ام هستی
سلطان قلبم
بیا که دیگر زمانی نمانده است برای باور دوباره زندگی
پس دستم را بگیر
والتماس دستم را بپذیر
دوستت دارم به اندازه تمام دنيا
لطفا به متن انگلیسی و فارسی دقت کنید 
باید به داشتن همچین شهرداری افتخار کرد. این تابلو در ۵۰ متری ساختمان شهرداری می باشد
(ادامه مطالب)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 18:32 توسط hamid reza .z
|
و اینهم عکسی دردناک از یک موش که عاشقانه مرد


پر معني ترين کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
عميق ترين کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
بي رحم ترين کلمه" تنفر" است...از بين ببرش.
سرکش ترين کلمه" هوس" است...بآ آن بازي نکن.
خود خواهانه ترين کلمه" من" است...از ان حذر کن.
ناپايدارترين کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
بازدارترين کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترين کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
پوچ ترين کلمه "طمع"است... آن را بکش.
سازنده ترين کلمه "صبر"است... براي داشتنش دعا کن.
روشن ترين کلمه "اميد" است... به آن اميدوار باش.
ضعيف ترين کلمه "حسرت"است... آن را نخور.
تواناترين کلمه "دانش"است... آن را فراگير.
محکم ترين کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.
سمي ترين کلمه "غرور"است... بشکنش.
سست ترين کلمه "شانس"است... به اميد آن نباش.
شايع ترين کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.
لطيف ترين کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.
حسرت انگيز ترين کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگير.
ضروري ترين کلمه "تفاهم"است... آن را ايجاد کن.
سالم ترين کلمه "سلامتي"است... به آن اهميت بده.
اصلي ترين کلمه "اطمينان"است... به آن اعتماد کن.
بي احساس ترين کلمه "بي تفاوتي"است... مراقب آن باش.
دوستانه ترين کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.
زيباترين کلمه "راستي"است... با ان روراست باش.
زشت ترين کلمه "دورويي"است... يک رنگ باش.
ويرانگرترين کلمه "تمسخر"است... دوست داري با تو چنين کنند؟
موقرترين کلمه "احترام"است... برايش ارزش قايل شو.
آرام ترين کلمه "آرامش"است... به آن برس.
عاقلانه ترين کلمه "احتياط"است... حواست را جمع کن.
دست و پاگيرترين کلمه "محدوديت"است... اجازه نده مانع پيشرفتت بشود.
سخت ترين کلمه "غيرممکن"است... وجود ندارد.
مخرب ترين کلمه "شتابزدگي"است...مواظب پلهاي پشت سرت باش.
تاريک ترين کلمه "ناداني"است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترين کلمه "اضطراب"است...آن را ناديده بگير.
صبورترين کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.
بي ارزش ترين کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.
ارزشمندترين کلمه "بخشش"است... سعي خود را بکن.
قشنگ ترين کلمه "خوشروئي"آست... راز زيبائي در آن نهفته است.
تميزترين کلمه "پاکيزگي"است... اصلا سخت نيست.
رساترين کلمه "وفاداري"است... سر عهدت بمان.
تنهاترين کلمه "گوشه گيري"است...بدان که هميشه جمع بهتر از فرد بوده.
محرک ترين کلمه "هدفمندي"است... زندگي بدون هدف روي آب است.
.... و هدفمندترين کلمه "موفقيت"است... پس پيش به سوي آن.
افسانه
دردمندان را دوای نیست در میخانه ها
ساده دل آنکس که پیمان بست با پیمانه ها
مست توحیدم نه مست باده ی اندیشه سوز
سر خوشی ها را نجویم از در میخانه ها
عکس روی باغبان پیداست در هر برگ گل
سیر کن نقش خدا را در پروانه ها
داستان اهل دنیا را به دنیا دار گوی
گوش من آزرده شد از جور این افسانه ها
گر که جویی روشنی در خاطر بشکسته جوی
رونق مهتاب باشد در دل ویرانه ها
سر بپای بینوایان منهم تا زنده ام
پرواز
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریک
ند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست.
ستاره

گمان کردیم
چراغ های حقیر شهرمان
زیباتر از
ستارگان آسمان شب های اجدادمان است
و شاید
همین گمان واهی بود
که آسمان شهرمان را
این چنین خالی از ستاره کرد.
چون خدا را دیده ام در کنج محنت خانه ها.

فریاد

به که باید دل بست؟
به که شاید دل بست؟
سینه ها جای محبت همه از کینه پر است
هیچ کس نیست که فریاد پر از مهر تو را
گرم پاسخ گوید
نیست یک تن که در این راه غم آلوده ی عمر
قدمی راه محبت پوید.
زندگی زیباست

زندگی زیباست کو چشمی که زیبایی ببیند؟
کو دل آگاهی که در هستی دلارایی ببیند؟
صبح ها تاج طلا را بر ستیغ کوه یابد
شب گل الماس را بر سقف مینایی ببیند
ریخت ساقی باده های گونه گون در جام هستی
غافل آنکو سکر را در باده پیمایی ببیند
شکوه ها در بخت دارد بی خدا در بی کسی ها
شادمان آنکو خدا را در وقت تنهایی ببیند
زشت بینان را بگو در دیده ی خود عیب جویند
زندگی زیباست کو چشمی که زیبایی ببیند؟
پنجره

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی
در انتهای خود به زمین می رسد
و باز می شود بسوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریم
سرشار می کند
و می شود از آنجا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 11:50 توسط hamid reza .z
|

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم
مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم!
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که در همسايه ی صدها گرسنه،
چند بزمی گرم عيش و نوش می ديدم،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم،
بر لبِ پيمانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
که می ديدم يکی عريان و لرزان؛
ديگری پوشيده از صد جامه ی رنگين؛
زمين و آسمان را،
واژگون، مستانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
برای خاطر تنها يکی مجنونِ صحراگردِ بی سامان،
هزاران ليلی ناز آفرين را کو به کو،
آواره و ديوانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
اگر من جای او بودم؛
به گردِ شمع سوزانِ دلِ عشاقِ سرگردان،
سراپایِ وجودِ بی وفا معشوق را،
پروانه می کردم.
عجب صبری خدا دارد!
چرا من جایِ او باشم؛
همين بهتر که او خود جایِ خود بنشسته و تابِ تماشایِ تمامِ زشتکاری هایِ اين مخلوق را دارد!
وگرنه من به جایِ او چو بودم،
يک نفس کی عادلانه سازشی،
با جاهل فرزانه می کردم؛
عجب صبری خدا دارد! عجب صبری خدا دارد!

مجالی نیست تا برای گیسوانت جشنی به پا کنم
که گیسوانت را یک به یک
شعری باید و ستایشی.
دیگران
معشوق را مایملک خویش می پندارند
اما من
تنها می خواهم تماشایت کنم.
قلب من
آستانه ی گیسوانت را، یک به یک می شناسد.
آنگاه که راه خود را در گیسوانت گم می کنی
فراموشم مکن!
و به خاطر آور که عاشقت هستم.
مگذار در این دنیای تاریک بی تو گم شوم
موهای تو
این سوگواران سرگردان یافته
راه را نشانم خواهند داد
به شرط آن که، دریغشان نکنی.

دوستت دارم


اي که مي پرسي نشان عشق چيست 
عشق چيزي جز قلب زيباي تو نيست
عشق يعني مهر بي چون و چرا
عشق يعني کوشش بي ادعا
عشق يعني مهر بي اما و اگر
عشق يعني رفتن با پاي سر
عشق يعني دل تپيدن بهر تو
عشق يعني جان من به قربان تو
عشق يعني خواندن از چشمان تو
حرف هاي دل بدون گفتگو
عشق يعني مستي از چشمان تو
بي لب و بي جرعه و بي مي و بي سبو
گاه چشم بدر و ابروي هلال
چهره ي مهتابي تو در خيال
عشق يعني صداقت واقعي
عشق يعني بوسه ي بي شهوتي
عشق من ، يار مهربان زندگي
بادبان و نردبان و ستون زندگي
عشق يعني دشت گل کاري شده
در کويري چشمه اي جاري شده
عشق يعني يک شقايق در ميان دشت خار
باور امکان بهار ، با وجود يک گلبهار
در خزاني برگ ريز و زرد و سخت
عشق يعني ، تاب آخرين برگ درخت
عشق يعني روح را آراستن
به خاطر يارت بيشمار افتادن و بر خاستن
عشق يعني ترش را شيرين کني
عشق يعني نيش را نوشين کني
عشق يعني مهرباني در عمل
شيريني زندگي به مانند کندوي عسل
عشق يعني نعمت مهرباني داشتن
قدرت درک آسماني داشتن
عشق يعني گل به جاي خار باش
پل به جاي اين همه ديوار باش
عشق يعني يک نگاه آشنا
ديدن صورت يار در ماه زيبا
عشق ، آزادي و رهايي و ايميني
عشق ، زيبايي و زلالي و روشنايي
عشق يعني تنگ بي ماهي شده
عشق يعني ، ماهي راهي دريا شده
عشق يعني آهوي آرام و رام
عشق يعني صيادي بدون تير و دام
عشق يعني بره اي آزاد و شاد
عشق يعني قصابي بدون تيغ تيز
عشق يعني مرغ هاي خوش نفس
بردن آنها به بيرون از قفس
عشق يعني برگ روي شاخه ها
عشق يعني گل به روي شاخه ها
عشق يعني آسمان آبي دور از غبار
چشمک يک اختر دنباله دار
عشق يعني از بدي ها اجتناب
بردن پروانه از لاي کتاب
جز کمند چشم و زلف وا بروان تو
عشق زنجيري ندارد درميان
در ميان اين همه غوغا و شر
عشق يعني کاهش رنج بشر
اي توانا ، ناتوان عشق باش
پهلوانا ، پهلوان کوي عشق باش
عشق يعني ، گاه بر بي احترامي ، احترام
بخشش و مردي به جاي انتقام
عاشق را ديدي خودت را خاک کن
سينه ات را در حضورش چاک کن
عشق آمد خويش را گم کن عزيز
قوتت را قوت يارت کن عزيز
عشق يعني مشکلي آسان کني
دردي از درمانده اي درمان کني
در تنور عاشقي سردي مکن
در مقام عشق نا مردي نکن
لاف مردي ميزني مردانه باش
در مسير عاشقي افسانه باش
دين نداري عاشقي آزاده شو
هر چه ميروي افتاده شو
عشق يعني ظاهري باطن نما
باطني آکنده از نور خدا
عشق يعني آن چنان در نيستي
تا که معشوقت نداند کيستي
عشق يعني جسم روحاني شده
قلب خورشيدي نوراني شده
عشق يعني ذهن زيبا آفرين
آسماني شدن روي زمين
هر که با عشق آشنا شد مست شد
وارد يک راه بي بن بست شد
هر کجا عشق آيد و ساکن شود
هر چه نا ممکن بود ممکن شود
در جهان هر کار خوب و ماندني ست
رد پاي عشق در او ديدنيست
عشق يعني دوستي تا حد مرگ
عشق يعني له شدن مثل يه برگ
عشق يعني خاطراتي خوب و خوش
آرزويي در خواب خوش
آرزويي ماوراي اين زمين
عشق يعني شورش آلاله ها
عشق يعني خواهش پروانه ها
عشق يعني تشنگي باغها
عشق يعني بارش احساس ها
عاشقي يعني اسيردل شدن
با هزاران درد و غم يکي شدن
عاشقي يعني طلوع زندگي
با صداقت همنشين گل شدن
عاشقي يعني که شبها تا سحر
وارد دنياي روياها شدن
عاشقي يعني تحمل ، انتظار
مثل ماه اسمان تنها شدن
عاشقي يعني دو ديده تا ابد
پر ز گهر هاي دريايي شدن
ده جاده رویایی در ادامه مطالبو عشق

به ادامه مطالب سر بزن
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 21:23 توسط hamid reza .z
|
|
|
انقدر تنهای تنهایم که دانم بعد مرگ
جز گریبان زمین در ماتم من چاک نیست
|
نبرد یک طرقه


هنر جمع آوری زباله
شاید باور نکنید شبها که می خوابم همش آرزو می کنم زلزله بیاد و همه چیز رو سرم خراب شه
تا دیگه این قدر فکرم درگیر نباشه و به آرامش برسم ولی افسوس ....

یه عاشق به عشق معشوقش پشت نمی کنه و به
سادگیش نمی خنده

|
|
دلم بري كسي تنگ است ..............
دلم بري كسي تنگ است
كه چشمهاي قشنگش را به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
و شعرهاي خوشي چون پرنده ها ميخواند
دلم براي كسي تنگ است كه همچو كودك معصومي دلش براي دلم مي سوخت
و مهرباني را نثار من ميكرد
دلم براي كسي تنگ است......
|

سلام گلهای همیشه بهار و دوستان همیشه همراه سرزمین دلتنگیم

.
عشق، بينايي را مي گيره و دوست داشتن مي ده عشق، صداي فاصله ها، فاصله هايي كه غرق ابهامند. عشق، تنها دردي است كه بيماربدنبال علاج نيست، زيرا درد عشق براش مطلوبتراز سلامتيه

مي شود رنگ نگاه ياس را با نگاه آبيت پيوند داد مي شود در باغ همپاي نسيم به شقايق يك سبد لبخند داد مي شود با بال سرخ عاطفه تا فراسوي افق پرواز كرد مي شود با ياري حسي لطيف عشق را با يك تپش آغاز كرد

وقتي که گريه مي کني اوني که آرومت مي کنه دوستت داره ...ولي اوني که باهات گريه کنه عاشقته
|
دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات
اگه دوست داشتی بگو بازم میگم
برات انقده میگم که خسته شم
|
|
|

شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شدي تا مي تواني زيبا برقص ما آدما هميشه صداهای بلندو می شنويم؛پررنگهارو می بينيم و کارهای سختو دوست داريم؛غافل از اينکه خوبها آسون ميان؛بی رنگ می مونن و بی صدا می رن
غزل
در دست گلی دارم این بار که می آیم
کانرا به تو بسپارم این بار که می آیم
دربسته نخواهد ماند بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم این بار که می آیم
هم هرکس وهم هر چیز جز عشق تو پالوده ست
از صفحه پندارم این بار که می آیم
خواهی اگرم سنجی می سنج که جز مهرت
از هر چه سبکبارم این با که می آیم
سقفم ندهی باری جایی بسپار آری
در سایه دیوارم این بار که می آیم
باور کن از آن تصویر-آن خستگی آن تخدیر-
بیزارم وبیزارم این بار که میآیم
دیروز بهل جانا!با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم این بار که می آیم

غزل
فریاده گلون نازلی نگاریم گئدئر الدن
همدم اولوب اغیاریله یاریم گئدئر الدن
رفتاری گوزل نطقی گوزل باخماسی گو یچک
آهو کیمی باخدیقجا قراریم گئدئر الدن
حسرتله قالار گوزلریم آخر دالسیجا
هجران یئلی اسدیکجه بهاریم گئدئر الدن
نا زایله سه نازین چکرم اول دیسه اوللم
یوخ چاره یولوم شعرو شعاریم گئدئر الدن
آواره قالان من غم عشقینده یانان من
آخر نه دیوم شعرو شعاریم گئدئر الدن
زلفین توکوب اطرافه گیوب جامه زرین
آماده اولوب گئتمه گه یاریم گئدئر الدن

بازم ممنون که سرزمین دلتنگیامو تنها نمی ذارین همه تونو دوست دارم .( حمید رضا)
برای دیدن عکسهابرین ادامه مطالب 
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 19:52 توسط hamid reza .z
|
پنجاه راه براي بازي کردن با اعصاب ديگران
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين
بادکنک بچه ها رو بترکونين
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
واسه خاطره آمار گرفتنم که شده نظر بدین
آها آمار چی؟ خوب معلومه آمار تعداد افراده مردم آزار!!!
اخ چه حالی میده مردم ازاری من که اصلا اهلش نیستم

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 16:34 توسط hamid reza .z
|
روح انگیز خواننده تالش
در دامنه ی جنگلهای با شکوه و شالیزارهای با سخاوت تالش در ماسال چشم به دنیا گشود.
از کودکی با آواهای روح انگیز تالشی از زبان مادر و پدر و مادر بزرگ در مسیر موسیقیایی این سرزمین فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد.
او اولین گرد آورنده ی ترانه های تالشی و بانوی آواز تالش است. روح انگیز در ادامه ی فعالیتهای هنریش در استان گیلان با خواندن ترانه های چون بنفشه زار- شیشه قلیون-هلای هلای نازنین دختر گیلان لقب گرفت.
او پس از ازدواج و اقامت در کشور سوئد فعالیتهای هنری اش را به دلیل شرایط تاریخی این زمان با پژوهش در فرهنگ و هنر کشورش ایران متمرکز کرد.
آفریده های هنری و فرهنگی روح انگیز با کوشش و اهتمام همسر هنر دوستش محمد جعفری مقدور گردیده است.
آلبوم های روح انگیز
1- ولگ نار
2- ساز وآواز
3- تارا تارا
4- تاتی بکن
5- ساز وآواز
6- کپور
7- شنگه یار
8- ساز وآواز
9- پرچین
10- هلای هلای
11- نسیم
1- نازنین ذختر گیلان
2- صدا بزن تی تشته
3- ساز وآواز
4- خنده بهار
5- ایدسته گل
6- دم غنیمته
7- باغ کوتام
8- بنفشه زار
9- ساز وآواز
10- شیشه قلیون
11- ساز وآواز
12- همکلاس
1- بگو به باران
2- حلول
3- تاب میخورم
4- بوی باران
5- بیابان
6- غزلی در نتوانستن
1- ساز وآواز
2- تارا
3- شنگه یار
4- ساز وآواز
5- شیشه قلیون
6- ساز وآواز
7- هلای هلای
8- ساز وآواز
9- ایدسته گل
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 21:14 توسط hamid reza .z
|
پنجاه راه براي بازي کردن با اعصاب ديگران
روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين
بادکنک بچه ها رو بترکونين
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين
دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين
پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين
با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين
توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين
توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين
توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه
چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين
ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
واسه خاطره آمار گرفتنم که شده نظر بدین
آها آمار چی؟ خوب معلومه آمار تعداد افراده مردم آزار!!!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 19:44 توسط hamid reza .z
|

چشمم اگر خطا کند دل که خطا نمي کند تن به زمانه داده ام هر چه زمانه مي کند
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 14:47 توسط hamid reza .z
|